کنکاش، ابد و یک روز

کنکاش، ابد و یک روز

هوشنگ زیلایی: فیلم "ابد و یک روز"، نخستین فیلم بلند کارگردانِ جوان سینمای ایران "سعید روستایی" است که در سال 1394 به نمایش درآمده است. فیلمی باورپذیر و برگرفته از واقعیت‌های جامعه که مشکل فقر، اعتیاد و ازدواج را در قشر ضعیف جامعه نشان می‌دهد. "ابد و یک روز" فیلمی است که لوکیشن‌های چندان زیادی ندارد و درصد قابل توجهی از نماهای فیلم در یک خانه فیلم‌برداری شده است ولی با وجود این محدودیت‌ها، سعید روستایی توانسته با تعداد نماهای نسبتا زیاد و ریتمی تند، کارگردانی موفقی داشته باشد.

سه شخصیت اصلی فیلم، "سمیه، محسن و مرتضی" می‌باشند که با بازی خوب پریناز ایزدیار، نوید محمدزاده و پیمان معادی نقش‌آفرینی می‌کنند. در این میان شخصیت‌های "محسن" و "سمیه" بهتر پرداخته شده‌اند ولی شخصیتِ "مرتضی" تاحدی مورد تناقض است و به طور کامل شخصیت شفاف و مشخصی به مخاطب ارائه نمی‌دهد. برای نمونه در لحظه‌ای که "امیر"، خواهرزاده نوجوان،  دایی بزرگ‌تر خود- مرتضی- را مورد حملۀ فیزیکی قرار می‌دهد، دوربین روی صورت "مرتضی" مکثی ندارد و تماشاگر نمی‌تواند دریافتِ درستی از احساس دقیق مرتضی (شرم، حقارت، ترس و ...) از این اتفاق داشته باشد. شخصیت‌پردازی "لیلا" و "اعظم" کامل‌تر است ولی از آنجا که این دو شخصیت‌های اصلی داستان نیستند، پرداختن به آنها تمرکز بیننده را بر سه شخصیتِ اصلی داستان کم می‌کند. نمونۀ دیگر "امیر" است که نوجوانی پرخاشگر است که در پلانِ کوتاهی از فیلم حضور دارد ولی پس از آن جای دیگری در فیلم نشانی از این شخصیت و آینده او نیست.

این فیلم "دیالوگ محور" است و با توجه به نبودِ فرهنگِ گفتمان در میان شخصیت‌های داستان، چندین دیالوگ‌های کشمکش‌زای بی‌پایان صورت می‌گیرد و در نقطه مقابل، تنهاییِ شخصیت‌ها را با دنیای خودشان یا به عبارتِ دیگر دنیای شخصیِ شخصیت‌ها را به تصویر نمی‌کشد.

مهران نویزی: نوع بازی "پیمان معادی" در نقشِ "مرتضی" شباهت بسیاری به بازی ایشان در فیلم "جدایی نادر از سیمین" در نقش "نادر" دارد که به نظر می‌رسد "معادی" نتوانسته در آفرینشِ نقش جدید توفیقی داشته باشد.

احمد نادرفرد: نکتۀ نخست اینکه مسائل کوچک و بزرگی که در فیلم نشان داده می‌شود این گمانه‌زنی را تشدید می‌کند که کارگردان چنین فضاهایی را شخصا تجربه کرده است. نکته دوم این که در صحنۀ آخر که "سمیه" داخل خودروی خانوادۀ نامزدش می‌نشیند، زبان پشتوی آنها باعث می‌شود که سمیه غربت و تنهایی را بهتر احساس کند و انگیزۀ مهم در انصرافش از همراهی آنهاست.

علی ناظم‌پور: کارگردان توانسته فیلم موفقی بسازد و در این داستان، تمامی شخصیت‌های فیلم تلاش می‌کنند که راه حل ارائه دهند و یا دستِ کم به دنبال راه حل هستند. در صحنۀ آخر امید و روشنی به درستی نمایش داده می‌شود که آیندۀ خانواده را نشانه می‌گیرد.

شهرام امین‌زاده: فضای اصلی این فیلم، نشان دادن فقر و تاثیرات آن در اجتماع است. البته کارگردان، اجتماع کوچک‌تر یعنی خانواده را برای به صحنه کشیدن این سوژه انتخاب کرده که درواقع می‌توان آن را به جامعه هم بسط داد. مهم‌ترین آفت فقر، ایجاد خشونت است و می‌بینیم که در این خانواده پرجمعیتِ فقیر تک‌تک افراد برای خروج از بحرانِ فقر از هر راهی به دنبال کسب پول هستند، چه با فروش مواد مخدر چه از طریق معاملۀ ازدواج و چه از راهِ نگه‌داری از گربه‌های قشر مرفه‌تر جامعه. فیلم به خوبی نهادینه شدن فقر در سطوح جامعۀ کوچکِ خانواده را به تصویر کشیده تا جایی که مادر خانواده هم در فروش مواد مخدر به پسر معتادش کمک می‌کند.

افراد خانواده در بحران‌های متفاوت به یاری یکدیگر می‌شتابند اما باز به دلیل فقر، عدم تحصیلات و کمبود شعور اجتماعی حتی از کمک کردن به یکدیگر نیز بازمی‌مانند و به جای صلح بیشتر باز هم خشونت بیشتر را جایگزین می‌کنند. با وجود این چرخه مستاصل خشونت و نوع رفتار بیمارگونه هنوز هم شخصیت‌هایی در خانواده مثل "سمیه" و "نوید" هستند که امید به بهبودی و رهایی از این چرخه در آنها دیده می‌شود ....

حمید احمدی: کارگردانِ جوان این فیلم، فیلم موفقی را ساخته که برگرفته از سینمای نئورئالیسم ایتالیا است. "پیمان معادی" نیز اثرگذار و موفق بازی کرده است. در صحنۀ آخر که مرتضی کنار درِ ورودی خانه و در کوچه می‌نشیند، صحنۀ زیبایی آفریده می‌شود که شباهت زیادی به نوع صحنه‌های سینمای  John Ford کارگردان بزرگ سینمای آمریکا دارد. امید در فیلم دیده می‌شود و حتی نام شخصیت فرزند کوچک‌تر خانواده "نوید" به درستی انتخاب شده است. در صحنۀ آخر فیلم نیز چراغ روشن خانه، نشان از همین امید دارد.

خانم احمدی: نام فیلم تطابق عمیقی با داستان فیلم دارد به‌طوری‌که وضعیت این خانواده هر روز و همیشه به همین رویه بوده و کارگردان توانسته به خوبی زمینۀ فقر را بازتاب دهد.

بابک محمدی: فیلم بر اومانیسم انسانی استوار است و به لحاظ فنی نیز دارای ریتم تندی است. این ریتم تند برای جذب مخاطب غیرایرانی می‌تواند مزیت مهمی باشد که ناشی از تدوین خوب فیلم است.

امین هندیانی: در کنار فقر و اعتیاد، فیلم تلاش می‌کند که قربانی شدن را به تصویر بکشد که در این میان "سمیه" بیشتر از سایرین قربانی می‌شود ولی "لیلا" و "اعظم" که شخصیت‌ِ سرویس‌دهندگی ندارند کمتر از سه شخصیت اصلی داستان قربانی وضعیت موجود می‌شوند.

در دقیقه 70 "سمیه" به "نوید" اطمینان می‌دهد که به افغانستان نمی‌رود و به نوعی گره فیلم لو می‌رود. با این وجود فیلم کماکان جذاب و دنبال‌کردنی است. در دقایق پایانی فیلم "سمیه"، "نوید" را در آرایشگاه می‌بیند و باعث انصرافش از رفتن می‌شود ولی این صحنه آن‌قدر قوی نیست که مخاطب را راضی کند و دوربین به صورت "سمیه" نزدیک نمی‌شود که واکنش احساسی او را نشان دهد.

محمد ارسی: فیلم تصویرگر فاجعۀ اجتماعی شهرهای بزرگ است که خانواده‌های پرجمعیت و بدون آموزشی را پرورش می‌دهد که نه به مذهب ایمان دارند و نه به هنر دلبستگی دارند. شخصیت‌های داستان نه می‌توانند مشکلی را حل نمایند و نه می‌توانند از مسائل جدا شوند. در این خانواده بچه‌ها،  بچگی نمی‌کنند؛ برای نمونه صحنه‌ای که نوید در کوچه، باید برادرش را به پلیس لو دهد، بزرگ‌تر از سنش رفتار می‌کند. مادر خانواده خود نقش مهمی در گمراهی و انتخاب‌های نادرست فرزندانش دارد چراکه از آموزش لازم در زندگی برخوردار نبوده است.

مریم صادقی: فیلم تا حدی شباهت به فیلم قیصر دارد چرا که همان فضای غیرتمندی و ارتباط عاطفی بین افراد خانواده را در قشر ضعیف جامعه نشان می‌دهد. دیالوگ‌های فیلم اثرگذار و زیبا انتخاب شده با این وجود در چندین جا به‌خصوص مونولوگ زیبای "محسن" خطاب به "سمیه" به طور پیاپی با جملات ریز و بی‌مورد "مرتضی" مواجه می‌شود که این نیش‌ها، اثرگذاری آن را کم می‌کند. همچنین در صحنه‌ای که "مرتضی" با "محسن" در حیاطِ خانه برخورد فیزیکی دارد شاید بهتر بود که مظلومیت "محسن" بهتر نشان داده می‌شد و نمای نزدیکی از او را می‌دیدیم.

Event Properties

Event Date 05-20-2017
Event End Date 05-20-2017
Capacity Unlimited
Registered 0
Individual Price Free
We are no longer accepting registration for this event