کنکاش، اژدها وارد می‌شود

کنکاش، اژدها وارد می‌شود

مانی حقیقی: فوق لیسانس فلسفه از دانشگاه مک‌گیل و فوق لیسانس مطالعات فرهنگی دارد.

اوج این «بازی» جایی است که توانسته دو نفر از افراد سیاسی معروف مانند سعید حجاریان و زیباکلام (مسعود بهنود حذف شده است) را پای تریبونی بیاورد که موضوعی خیالی را مستند جلوه دهند.

بنابراین تماشاگر به دلیل حضور آدم‌های سیاسی فریب می‌خورد که با موضوعی واقعی طرف هست. به ویژه که در تیتراژ شروع هم تاکید می‌شود که داستان واقعی است.

حقیقی در نشست رسانه‌ای فیلمش اصرار دارد که اهل نمادپردازی و سمبل‌گذاری نیست و چنین رویکردهایی را نشانه ترس و محافظه‌کاری فیلمسازان می‌شمارد. اما در عمل جای جای فضای فیلمش را از نشانه پر کرده است. مثلا شتر با آن هیبت، بادکنک، غار، اژدها، هندی‌ها، کشتی به گل نشسته‌ی دور افتاده از ساحل.

مانی حقیقی که در پنج سالگی در فیلم جنجالی پدربزرگش(ابراهیم گلستان)"اسرار گنج دره جنی" بازی کرده است، در چهل و شش سالگی، "یک اسرار گنج دره جنی" به روایت خود ساخته است.

ذکر این نکته برای مخاطبانی که از داستان فیلم "اسرار گنج دره جنی" بی خبرند، لازم است که این فیلم استعاره ای صریح از ایران دوران پهلوی دوم ، مساله نفت و افزایش ناگهانی قیمت نفت و تبعات آن بر جامعه سنتی و مدرنیزاسیون ظاهری آن بود؛ یک روستایی در حین شخم زدن زمین یک گنج زیرزمینی بزرگ کشف می کند و با فروش تدریجی آن، ثروتمند می شود و نهایتا این ثروت به بدبختی و نابودی او مجبور می شود.

این فیلم تنها چند روز فرصت اکران داشت و ساواک سریعا متوجه کنایه عمیق این فیلم به شخص شاه شد و فیلم برای همیشه توقیف شد، حتی نسخه های آن نابود شدند و ابراهیم گلستان جزو مغضوبان سیستم شد و...

فیلم اژدها وارد می شود، شباهت های قریبی به "اسرار گنج دره جنی" دارد و گویی بازسازی آن در دوران معاصر توسط نوه گلستان است.

در "اژدها وارد می شود" جامعه ایرانی به شکل یک کشتی به گل نشسته و قبرستان متروک به تصویر کشیده می شود، قبرستانی از تاریخ و گورستان دشمنان قدیمی ایران که اینک اژدهایی(نماد از قدرت قدیمی ایران) در آن خوابیده است، در فیلم عملا میوه تحولات فعلی ایران، به صورت فرزند نامشروع چپ مارکسیستی و سنت با نام تامل برانگیز"والیه"(که می تواند کنایه ای از ولایت و ..باشد) معرفی می شود.

در اژدها وارد می شود، مثل فیلم ابراهیم گلستان سخن از یک گنج زیر زمینی است، اما این گنج برخلاف فیلم گلستان،نفت نیست، بلکه یک اژدهای موهوم و ترسناک و البته زیرزمینی است!

قسمت جالب و تامل برانگیز دیگر فیلم" اژدها وارد می شود" موضوع "هندی ها" است، هندی هایی با ریش بلند و لباس سفید که می خواستند به "لبنان" بروند ولی در ایران سرگردان و ماندگار شدند و نهایتا این هندی های بی هنر و "علاف" هستند که بطور ناگهانی در هنگام کندن زمین(دقیقا مثل فیلم اسرار گنج دره جنی) متوجه زیرزمین و گنج های آن می شوند!

-در بخشی از فیلم به کمک "هندی ها" در دوره "صفویه" برای عقب راندن پرتقالی ها نیز اشاره می شود و همچنین تاکید بر کشتن "شتر" حیوانی که یادآور فرهنگ عربی است که البته ناتمام و مبهم باقی می ماند!

در پایان فیلم طعنه ای به نسل جوان زده می شود:چند دستیار جوان به کنایه از نسل جدید سراغ نوار(تاریخ) می روند و هیچ چیز از آن نمی فهمند!نواری که بخش عمده آن"سکوت"(ناگفته) است!

فیلم حالت مستند- داستانی دارد.

بازی با زمان و مکان بسیار آگاهانه صورت گرفته است.

شخصیت پردازی در فیلم وجود ندارد و تیپ هایی از قشر هنرمند، مهندس و اطلاعاتی را شاهد هستیم. قرار نیست با شخصیت خاصی ارتباط برقرار شود. قرار نیست با مرگ حفیظی تراژدی ایجاد شود.

این قبرستان تاریخچه ای دارد که در فیلم ماجرای آن بیان میشود. تاریخچه آن بازمیگردد به فتح هرمز. یکی از فتوحات مهم ایران در دوره صفوی. شاید بشود گفت مهمترین فتح ایران همین فتح هرمز است که نهایتا منجر به خروج پرتغالیها از خلیج فارس میشود و بدون این فتح ممکن بود اصلا ایرانی وجود نداشته باشد. این فتح به کمک نیروی دریایی انگلیس و رهبری امام قلی خان در مقابل یکی از ابرقدرتهای زمان خود، یعنی پرتغال صورت می‌پذیرد. روز فتح هرمز به همین علت روز ملی خلیج فارس نیز نام گرفته است.

بخش افسانه ای فیلم که بیشتر زمان فیلم را هم به خود اختصاص داده است، همانطور که عنوان شد بیشتر در قبرستان پرتغالی ها جریان دارد. سوال مهمی که در خلاصه فیلم هم آمده است نیز اشاره به قبرستان دارد: "چرا سالها است کسى مرده اش را در این قبرستان دفن نکرده است؟" ماجرای فیلم نیز یک گره اصلی و یک سوال اصلی مطرح میکند: "راز زمین لرزه در قبرستان چیست؟" تمام مصاحبه هایی که در بخش شبه مستند انجام میشود نیز در همین راستاست و تمام فعل سه کاراکتر اصلی در بخش افسانه ای نیز در راستای کشف راز قبرستان است.

این قبرستان جاییست که دشنمان ایران در آن مدفون شده اند و کشتی پرتغالی نیز که نماد شکست دشمنان ایران است در همانجا قرار دارد. در طول داستان دو بار جنازه ای در قبرستان دفن میشود و قبرستان به لرزه درمی آید. وجه مشترک این دو جنازه در ایرانی بودن آنهاست. مردم محلی قشم نیز مردگان خود را در قبرستان پرتغالیها دفن نمیکنند و در ابتدای فیلم هم خبر میرسد که اگر جنازه ای در این قبرستان دفن شود زمین دهن باز میکند. گویی این خاک، این قبرستان، تحمل مرگ یک ایرانی بیگناه را ندارد. اینجا گورستان دشمنان ایران است. پس تا اینجا به یک پاسخ درباره راز قبرستان و اینکه چرا سالهاست هیچ کس جنازه ای در آن قبرستان دفن نمیکند دست پیدا کرده ایم.

اژدها نماد قدرت است. قدرت ایران که زمانی ابرقدرت جهان را از خلیج فارس بیرون کرده است. این قدرت در زیر خاک مدفون شده و در محلی متروکه است و برای یافتن آن باید کندوکاو در لایه های زمینی باستانی کرد. به قول کیوان که در نوار ضبط شده اش میگوید بعد از پنجاه سال اژدها را در خیابانهای تهران میبیند که دیگر قدرتی ندارد و از تک و تا افتاده است. این همان اژدهایی است که زمانی پرتغالی ها را از خلیج فارس بیرون کرده است. پس میتوان گفت این اژدهاست که با مرگ بیگناهان ایرانی میغرد و زمین را میلرزاند یا به قول کیوان: "یک قبرستان زیر پایش میلرزید".

از این منظر فیلم به زیبایی جوانانی را نشان میدهد که در تاریخ خود کندوکاو میکنند و پی به عظمت و قدرت

کشور خود در لایه های تاریخ میبرند. اما پی بردن به این عظمت و قدرت تاریخی جرم محسوب میشود. آنها اژدها را در لایه های زیرین خاک پیدا کرده اند، قدرت و عظمت خود را در تاریخ خود جسته اند و ساواک، که گویی زندانبان این اژدهاست و مراقب است که کسی از وجود این اژدها مطلع نشود و موجب بیدار شدن آن نگردد.

سه جوان نماینده ای از اقشار مختلف هستند. بهنام، یک مهندس زمین شناس، کیوان، یک هنرمند با عاطفه و عاشق، بابک یک نماینده ساواک.

تنها این بابک است که دوبار با شتر مواجه میشود. یکی در دره ستاره ها که شتر را میکشد و دیگری پس از آنکه تیر خورده و به نظر میرسد این روح حفیظی است که با روح شتر مواجه میشود.

شتر از پیچیده ترین نمادها در هنر است. در این فیلم میتوان از شتر چندین تعبیر متفاوت کرد. مهمترین تعبیر که بیشترین قرابت را با محتوا و مکان فیلم دارد اشاره به گنج است. باستان شناسان و گنج یابان در جنوب ایران میدانند که اگر در جایی از بیابان، کوهستان یا بر روی صخره ای علامتی شبیه شتر ببینند یعنی در آن نزدیکی یک گنج مدفون است. گفته میشود شتر نشسته بدین معناست که گنج در غاری نزدیک نهفته است. حفیظی شتر نشسته را درمیابد و بعد از آن در اعماق یک چاه درون کشتی حلیمه را میابد. حلیمه والیه را میزاید و خود میمیرد. در سکانس پایانی نیز روح حفیظی دوباره با شتر مواجه میشود و شتر دوباره به گنجی که در روستا جامانده است اشاره میکند و کیوان و بهنام بازمیگردند که والیه را با خود ببرند. پس ازین منظر میتوان گفت در فیلم از نوزاد به معنای نسل آینده و به عنوان یک گنج تعبیر شده است.

شتر در بسیاری از فرهنگ ها نماد سفری طولانی است. ازین جهت دومین بار که روح حفیظی با شتر مواجه میشود را میتوان به سفر آخرت نیز تعبیر کرد. همچنین نماد استقامت، بقا، پایداری و پایندگی است.

 

Event Properties

Event Date 01-20-2018
Event End Date 01-20-2018
Capacity Unlimited
Registered 0
Individual Price Free
Location Hollywood Inn Express

Venue Information - Hollywood Inn Express

Address: 3400 Parkwood Blvd, Frisco, TX 75034

Hollywood Inn express

We are no longer accepting registration for this event