KIMIA ACADEMY OF PERSIAN LANGUAGE AND LITERATURE

Kankaash

Monthly Private Screening of Iranian Movies and Film Review


Kankaash is a monthly private screening of Iranian movies. The purpose of reviewing original and well-made Iranian movies is to get a glimpse of the social and cultural issues and dilemmas of daily living that average Iranian confronts in our social life and society.
As a way of getting a better understanding of movie in review, we usually have a cast member of the film present for questioning or help in elucidating a plot or a character.
Evaluating and analyzing a method or some aspect of our social life in an objective, fair and non-judgmental way will provide each of us, of differing opinions and perspectives an opportunity in creating a civil society where the right of each individual is respected and codified.

کنکاش؛ ناخدا خورشید

 کنکاش؛ ناخدا خورشید

هوشنگ زیلایی: ناصر تقوایی از پیشگامان جنبش سینمای ایران است که به همراه بهرام بیضایی، مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی موج جدیدی در سینمای ایران به وجود آوردند. .او به همراه فرخ غفاری و زیر نظر او کار سینما را شروع کرد. زمانی که غفاری وارد کار تلویزیونی و فیلم‌های کوتاه شد، تقوایی نیز به همراه وی به این تجربه‌اندوزی روی آورد. با توجه به اینکه تقوایی در جنوب ایران بزرگ شده ذهنیت قوی نسبت به بافت فرهنگی و اجتماعی این منطقه دارد و در این زمینه آثار بسیاری را به وجود آورده است. همچنین علاقه و آشنایی او با ادبیات فارسی و آثار کلاسیک جهان باعث شده شخصیت‌ها در آثارش به خوبی شکل بگیرند. فیلم "ناخدا خورشید" نیز که بر اساس داستان ارنست همینگوی ساخته شده از همین گونه آثار می‌باشد. "ناخدا خورشید" یک اثر زیباست که با گشایشی چشم‌نواز آغاز می‌شود، ابتدا شخصیتها را پردازش می‌شوند و پیچیدگی‌های‌شان را نشان می‌دهد. در این فیلم داستان با ریتمی منظم و درست به پیش می‌رود و در نهایت نیز با پایانی زیبا به اتمام می‌رسد.

جمال آریان: داستان همینگوی یک نسخه اصلی سینمایی دارد به نام "داشتن و نداشتن" که توسط هاوارد هاوکس ساخته شده است. در  فیلم "ناخدا خورشید" پیام اصلی فیلم همان موضوع اصلی فیلم‌های ناصر تقوایی مطرح است، موضوع وضعیت فرد در اجتماع و مفهوم طبقه به گونه‌ای که همه در تلاش هستند تا زندگی خود را سامان بهتری ببخشند. "ناخدا خورشید" در وضع جسمانی خاصی هست و آرزوهایی دارد که نهایت به آن نمی‌رسد. 

ساخت سینمایی با ساخت ادبی متفاوت است، در سینما  فقط قصه برای ما اهمیت ندارد. ساخت سینمایی اجزایی دارد که از مهمترین کارهای او ساخت بصری فیلم هست. مخاطب با پرداختن به محل داستان (لوکیشن) به برداشتی از وضعیت شخصیت‌ها می‌رسد. خانه در "دایی جان ناپلئون" و شهر کنگ در "ناخدا خورشید" دقیقا بیان‌گر همین مطلب هستند. اینجا به صراحت اشاره می‌شود که این شهر ویران است و به طور بصری نیز می‌توان ویرانی را مشاهده کرد. کوچه‌ها، لنگرگاه، خانه‌ها همه ویرانه هستند و شخصیت "ملول" نیز اشاره به وجود جن می‌کند که نشانه باور عوام هست ولی در واقع این ویرانه‌ها داستان پریشانی آدم‌هاست که هیچ‌کدام سر و سامان اجتماعی ندارند. حتی "خواجه ماجد" که ثروتمند است عاقبتی ندارد و همه چیز در فیلم در حال نابودی است. 

داستان اصلی همینگوی در کوبا شکل می‌گیرد چرا که وی تمایلات چپ‌گرایانه دارد. هاوکس این داستان را در کوبا نمی‌سازد و با همکای با ویلیام فاکنر، داستان جدیدتری را برپایه عشق به بانوی جوانی در کشور فرانسه مطرح می‌کند. در فیلم "ناخدا خورشید"، تقوایی این عشق را نشان نمی‌دهد و بیشتر رنگ و بوی سیاسی به آن می‌دهد. فیلم دارای زمان بوده و مربوط به دوره‌ ترور نخست وزیر وقت، حسن‌علی منصور است.

نقص فیلم در جایی است که بین سرنوشت شخصیت‌ها تفاوتی دیده نمی‌شود. بین تبعیدی‌ها، ناخدا خورشید و خواجه ماجد تفاوتی نیست و نوعی منفی‌گرایی تلخ در آن وجود دارد. جایی برای امید در این فیلم نیست و قسمت وسترن آن پررنگ است که البته پایان شومی برای همه در بر دارد. از این جهت نقص است که برای نگاه مثبت‌گرا این دیدگاه قابل پذیرش نیست ولی اگر دیدگاه فلسفی منفی‌گرایی داشته باشیم طبیعی است که این مطلب را به عنوان نقص نمی‌بینیم.

تقوایی مقابل شاه ایستاده بود و در تمامی فیلم‌های قبل از انقلاب او این مطلب را به وضوح نشان می‌دهد. تقوایی قصه‌گوی خوبی است که می‌تواند شخصیت‌ها را بپردازد و مخاطب را میخکوب داستان کند. به این فیلم باید از محور سیاسی نگاه کرد، این فیلم حرف سیاسی می‌زند که البته نقطه ضعف فیلم هم هست. این منفی‌گرایی که امید و آرزویی را تزریق نمی‌کند و در نهایت گروه سیاسی را نجات می‌دهد و سایرین را از بین می‌برد، نقطه ضعف فیلم است. در واقع در اینجا تضادی پیش می‌آید که آیا فیلم در همراهی با حکومت است یا در مخالفت با آن؟

امین هندیانی: سفر دوم در واقع یک زورآزمایی با "خواجه ماجد" است چرا که "ناخدا خورشید" در سفر اول به لحاظ تا حدی تامین شده و نیاز به چنین ریسکی ندارد. در واقع در سفر دوم وی ایدئولوژی خود را دنبال می‌کند. نظر شما در این باره چیست؟

جمال آریان: سفر دوم اضافی است! اینکه از طبقه فرومایه که دستاوردی برای جامعه ندارند حمایت کنیم ارزش محسوب نمی‌شود. سفر اول مربوط به ترورکنندگان منصور است که به سلامت انجام می‌شود. در قسمت دوم تمامی محور سیاسی انتقادی شکل گرفته از بین می‌رود. بی‌مصرفی و مسخره‌بازی‌های گروه لمپن‌ها را نشان می‌دهد ولی مخاطب با آن دسته همراه نمی‌شود و از نجات آنها نیز خوشحال نمی‌شود اما گروه اول که تروریست هستند نجات می‌یابند که تقوایی درصدد نجات‌شان هست. این گروه در واقع از نخستین گروه‌های تروریستی ایرانی هستند که طبیعتا نباید مورد تایید باشند. در واقع تقوایی می‌توانست این گروهها را جابجا نمایش دهد و از هم جدایشان کند ولی این تمایز را نشان می‌دهد. ناخدا شخصیت مظلوم داستان است که هم معلول هست و هم سالم زندگی کرده ولی گرفتار همین گروه لمپن می‌شود. تقوایی شاید قصد دلبری داشته تا بتواند پروانه نمایش بگیرد. دفاع از گروه فدائیان اسلام پسندیده نیست.

هوشنگ زیلایی: لوکیشن در شخصیت‌ها تاثیر می‌گذارد. امیدی در این فیلم برای بومیان دیده نمی‌شود ولی آنهایی که اهل فضایی خارج از لوکیشن هستند، جان سالم به در می‌برند. در واقع تقوایی شاید قصد داشته نشان دهد که شخصیت‌های این شهرِ ویران به جای خوبی نمی‌رسند و اینجا لنگرگاهی هست برای مرکزنشینان یا آنهایی که از خارج شهر می‌آیند. شاید این سازگاری درستی باشد.

آریان در این زمینه چنین اظهار نظر کرد که این شهر نماد ایران هست و فقط آن منطقه مد نظر نیست. "ناخدا خورشید" نیز به آشکاری اعلام می‌کند که در شهر می‌ماند و جایی نمی‌رود درحالی‌که سیاسی‌ها از ایران در حال فرار هستند و این یک تضاد است.

سعید احمدی: در رابطه با دیدگاه منفی‌گرایانه که مطرح شد ما پیشتر هم صادق چوبک را در این زمینه داشتیم. در سینمای غرب نیز ضد قهرمان ساخته می‌شود که با توجه به شخصیت‌‌پردازی‌هایی که دارند حتی می‌توانند تماشاگر را جذب کنند. بافت این فیلم در واقع سرنوشت آدم‌ها را نشان می‌دهد که ممکن است دچار شکست هم بشوند. من جریان سیاسی برای این فیلم قائل نیستم و تصور می‌کنم خیلی‌ها به ناچار به جاهایی کشیده می‌شوند که شایسته نیست. در این فیلم شرایط اقتصادی باعث کشیده شدن به سرنوشت شوم می‌شود و شرایط "ناخدا خورشید" کاملا این قضیه را نشان می‌دهد. ناگفته نماند که پرداخت تقوایی بسیار منسجم و یکدست است. معرفی شخصیت‌ها بسیار ظریف و زیبا شکل گرفته و هر کدام از این شخصیت‌ها در زمان مناسب کنار هم جمع می‌شوند و جریان فیلم را جلو می‌برند.

جمال آریان اضافه کرد که جریان اصلی فیلم، پول است. داشتن و یا نداشتن پول. هرکدام از شخصیت‌ها انگیزه متفاوتی در این رابطه دارند. "ناخدا خورشید" فقط به دنبال تامین معاش هست ولی خواجه ماجد جریان کاملا متفاوتی دارد. تقوایی در فیلم "ای ایران" و "دایی جان ناپلئون" هم سیاسی هست و دیدگاه سیاسی اجتماعی او را نشان می‌دهد.

تهیه گزارش: امین هندیانی

  

Event Properties

Event Date 03-30-2019
Event End Date 03-30-2019
Capacity Unlimited
Registered 0
Individual Price Free
Location Hollywood Inn Express

Venue Information - Hollywood Inn Express

Address: 3400 Parkwood Blvd, Frisco, TX 75034

Hollywood Inn express

We are no longer accepting registration for this event

Location Map